با ولایت زنده ایم،تا زنده ایم رزمنده ایم - زندگینامه، خاطرات و ... شهدا و رزمندگان جمال آباد
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

عکس هایی از پاسدار رزمنده عسکر خادمی (شیخ عسکر)

برای مشاهده سایر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده کریم خادمیان

 

برای مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از جانباز رزمنده علی اکبر خادمیان

برای مشاهده سایر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده ابوالقاسم خادمیان

جهت مشاهده سایر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده حاج ممجد خادم الحسینی و حاج موحد خادم الحسینی

جهت مشاهده سایر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از پاسدار جانباز حاج ابوطالب زارع

جهت مشاهده سایر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از شهید مسعود خادم الحسینی

جهت مشاهده سایر عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از جانباز رزمنده محمدعلی خادمیان

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده مرحوم قنبر خادم الحسینی

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

اما بعد از شهادت:

زمانی که به مقر اصلی برگشتم هرکس سراغ وی را می گرفت و می گفتند دوستت که همراهت بود چطور شد. به آن ها گفتم که به دیدار معشوق خود شتافت و همه از این موضوع ناراحت و افسرده و غمگین شدند. هرکس صحبت از اخلاق و خوبی های وی که تنها چند روز با آنها سروکار داشت می نمود و اخلاق و رفتار وی در عرض این جند روز بر آن ها اثر گذاشته بود و هرکدام ...

هت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
پس از مدتی من چون دیدم خبری از شهید یارمحمدی نشد از این و آن سوال کردم، که به برادر سعید جعفری برخورد کردم و از وی در مورد اکبر(شهید یارمحمدی) سوال کردم. وی گفت: که صحیح و سالم است و همین الان او نیز سراغ تو را گرفته و خبری از سلامتی تو را نیز به او دادم و در کانال عقبی می باشد. ما نیز به خیال خام خود به فکر سالم بودن شهید یارمحمدی بودیم و چون مشکل بود از سه راهی عبور کنی، به عقب برنگشتم تا وی را ببینم، ولی برای اینکه روحیه من تضعیف نگردد، برادر سعید جعفری خبر سلامتی وی را به من داد.

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از جانباز رزمنده عبدالحسن(حسین) خادمی

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
خلاصه اینکه ساعت 7 بعد از برپا داشتن نماز دستور حرکت را دادند و هرکس با دوستان خود آخرین خداحافظی را می نمود. پس از آن سوار تویوتا شدیم و حرکت نمودیم. بعد از پیمودن مسافتی، از ماشین پیاده شدیم و مسافتی در حدود چندین کیلومتر را پیاده حرکت نمودیم و بعد از آن هر دسته ای سوار نفربر شد و چون دسته ما آخرین دسته بود و من و شهید یارمحمدی هم آخر صف بودیم جای ما داخل نفربر نشد و مجبور شدیم روی نفربر به حالت دراز کش سوار شویم و به راه خود ادامه دهیم. پس از طی مسافتی، با نفربر به آب زدیم. ساعت حدود 12 شب بود، دراین هنگام بود که غواصان جلو نیروها را پاکسازی می نمودند و نیروها نیز به جلو می رفتند.

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

روز چهارشنبه 17/10/1365 فرا رسید. در این روز گردان را سازماندهی و مسلح نمودند. ما دو نفر نیز چون مدتی بیش نبود که به این گردان آمده بودیم، سازماندهی درستی نشدیم و کار حمل مجروح را به عهده ما گذاشتند و پس از مسلح شدن و سازماندهی وسائل شخصی خود را تحویل مسئول تعاون دادیم و وی با شوخی به شهید یارمحمدی گفت اگر شهید شدی عکس خوب داری ؟ شهید یارمحمدی فورا کارت دانشجویی خود را بیرون آورد و گفت عکسم از این نمونه است و وصیت نامه جدید ندارم. فقط یک وصیت نامه برای سال های قبل دارم، که در بسیج ارسنجان می باشد. آری با این صحبت های خود از شهادت خود آگاه شده بود.

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از جانباز رزمنده حاج عزت الله زارع

 

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

بالاخره به اتفاق شهید یارمحمدی تصمیم گرفتیم که از این واحد برویم و چون آشنایان سعادت شهری در گردان امام حسن(ع) تعدادشان زیاد بود تصمیم گرفتیم که به آنجا برویم.

پس از در میان گذاشتن این موضوع با برادر عباس خادمی، وی مخالفت کرد و می گفت چون من اینجا تنها هستم، شما باید حتما اینجا بمانید. اما شهید یارمحمدی اسرار زیادی داشت که حتما از اینجا برویم. پس از اینکه شهید یارمحمدی این موضوع را با فرمانده گردان امام حسن(ع) در میان گذاشت، وی گفت که اگر واحد مربوطه موافقت نمود از نظر ما اشکالی ندارد. به واحد انتظامات رفتیم و پس از اینکه تقاضای انتقالی از این واحد را دادیم، مسئول واحد گفت، ما به شما دو نفر احتیاج داریم و این کاری را که به شما دو نفر محول نموده ایم، برای اینکه چند روزی سرگردان نباشید، موقتی می باشد.

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
پس از مدتی که فرم مخصوص را پر کردیم، در فرم نوع تخصص خود را که تبلیغاتی و خطاطی و فرهنگی بود نوشته و تحویل دادیم و بعد از چند لحظه نام ما را (موحد و یارمحمدی) را خواندند و به تبلیغات فرستادند تا در زمینه خطاطی امتحان دهیم. ما نیز هرکدام یک خط نوشتنیم و تحویل دادیم. قرار شد نتیجه را بعدا به ما اعلام نمایند. پس از مراجعه به ما اعلام رد دادند و گفتند نیازی نداریم. بعد از آن به کارگزینی بسیج مراجعه کردیم و فرم خود را تحویل دادیم. در ضمن مسئول کارگزینی از آشنایان ما بود و به ما اعلام کرد که هرکجا که می خواهید بروید، از نظر ما اشکالی ندارد. ما (موحد خادم الحسینی و شهید یارمحمدی) با توافق یکدیگر تصمیم گرفتیم به انتظامات پادگان برویم و با گرفتن برگه معرفی از کارگزینی، خود را به واحد انتظامات معرفی نمودیم. مسئول واحد از وضع تحصیل و مدرک و ... پرسید و با ما گفت بروید تا جایی برای شما انتخاب نمایم.

جهت مشاهده ادمه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
خلاصه پس از بازدید از ویرانی قلعه سعادت شهر و دیگر جاهای آن باز به حرکت خود ادامه دادیم تا مرودشت و در آنجا نماز ظهر و عصر را بر پا داشتیم. حدود 1:30 بعدازظهر بود که به جهاد استان رسیدیم و بعد از صرف غذا و خواندن نماز و اندکی استراحت نیروهایی که زودتر از ما آماده بودند جهت اعزام فرا خوانده شدند و پس از رفتن آنها نوبت اعزام ما شد. حدود ساعت 7 بود که معرفی نامه ها را تحویل دادند و بین ما چند نفر من(موحد خادم الحسینی) و شهید یارمحمدی در یک ستاد و بقیه دوستان در ستادی دیگر بودند. ستاد ما دو نفر بعثت نام داشت و ستاد دیگر دوستان کربلا...

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از جانباز رزمنده سیف الله خادمی

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

آری بعد از جریان سیل و اعزام سپاهیان محمد(ص) بود که باز تبلیغات جبهه و جنگ درخواست کمک و یاری در زمینه های مختلف نمود.

عصر جمعه 5/10/1365 بود و طبق معمول بعد از ساعت 7 عده ای از برادران سعادت شهری در مکانی مشخص(روبروی کافه حاج رستم) جمع می شدند و از آنجا راهی آباده می شدند. حدود ساعت 8 بود که من نیز به مکان مشخص شده آمدم و بعد از مدتی دیگر برادران از گوشه و کنار درآنجا جمع شدند. هنوز از رفتن به جبهه خبری نبود و فقط یکدیگر را بر دیگری برای شهادت ارجحیت می دادیم. خلاصه این به آن می گفت چهره تو نورانی شده و دیگری می گفت و ...

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

از اعزام تا شهادت عنوان خاطرات رزمنده بسیجی و دلاور و معلم دلسوز

حاج موحد خادم الحسینی

از دوران ۸ سال دفاع مقدس

می باشد که در 9 قسمت ارائه می گردد.

 

((ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون))

آنانکه در راه خدا مبارزه کردند و کشته شدند، مرده نشمارید، بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزی می گیرند.

 

مقاله ذیل مقاله ای است در مورد چگونگی اعزام و شهادت معلم علم و اخلاق، اسوه صبر و استقامت، منادی ایثار و شهامت، حافظ دین و دیانت، مربی درس شهادت و شجاعت، دانشجومعلم عزیز شهید اکبر یارمحمدی که در تاریخ 8/10/1365 اعزام و در عملیات کربلای 5 شلمچه در تاریخ 19/10/1365 به شهادت رسید.

نوشته خود را از مکانی آغاز می نمایم که ...

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده عبدالعلی خادمیان

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید سید محمد کاظمی در لباس رزم((ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون))

آنانکه در راه خدا مبارزه کردند و کشته شدند، مرده نشمارید، بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزی می گیرند.

"قرآن کریم"

با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به شهیدان کربلای حسینیو سلام بر آنان که درخت آزادی را آبیاری کردند.

لبیک ای رهبر آزادگان، لبیک ای امام، آری امام من، صدای تو را شنیدم که فرمودی: "هل من ناصر ینصرنی" و به آن لبیک گفتم و اکنون مشتاقانه  نیز به جبهه های حق علیه باطل می شتابم، تا از میهن اسلامی و جمهوری اسلامی که با خون هزاران نفر به پیروزی رسیده دفاع کنم.

اکنون که حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی به پیروزی رسیده، این شیطان بزرگ و این خون آشام تاریخ و این خوک صفتان و چون صدامیان می خواهند از پیشرفت جمهوری اسلامی جلوگیری کنند. و ما داوطلبان به جبهه و ما عاشقان شهادت که از هیچ چیزی دریغ نخواهیم دشت اعلام می داریم که این تو طئه ها که به دست شیطان بزرگ است، سرنگون خواهد شد و تا آخرین لحظات زندگی و تا آخرین قطره خون از انقلاب اسلامی دفاع می کنیم.

 

                                   به امید پیروزی اسلام و نابودی صدام و صدامیان.

                                                           والسلام، سید محمد کاظمی

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از شهید رجبعلی زارع

 

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از شهید عبدالحمید خادمی

 

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

 

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده عبدالنبی زارع

 

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید سید محمد کاظمی(جمال آباد)شهید سید محمد کاظمی در سال ۱۳۳۴ در روستای جمال آباد متولد شد. پدرش مردی مومن و با تقوی و مادرش از پیروان حضرت فاطمه زهرا (س) بود.

وی در دامان مادری همچون فاطمه (س) و پدری همچون حسین بن علی (ع)، سالار شهیدان پرورش یافت. از همان اوایل کودکی با تربیت اسلامی پرورش یافت و با احکام اسلام آشنا شد. در سن ۴ سالگی پدر خود را از دست داد و مادرش با متحمل شدن زحمات و رنج های فراوان وی را پرورش داد. امرار معاش برای این خانواده مشکل بود...

 

 

جهت مشاهده ادامه متن زندگینامه شهید سید محمد کاظمی بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از بسیجی رزمنده محمدحسن خادم الحسینی 

جهت مشاهده عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

عکس هایی از جانباز رزمنده امرالله زارع

 

جهت مشاهده کامل عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

بی نظمی و قدرت تهاجمات متوالی دشمن که با هواپیماهای پیشرفته میگ انجام می شد و عدم انسجام و عدم تمرکز در فرماندهی و نداشتن استراتژی خاص نظامی همگی به رعب وترس و وحشت بیشتر نیر وهای خودی اضافه می کرد تا مشاهده وضعیت وخیم مجروحین نیز بدان دامن بیشتری زده و شرائط را بشدت به سمت فرار از صحنه نبرد بکشاند  برنامه داشتن دشمن در حمله و ریختن اتش توپخانه بهمراه  یورش بمب افکن هایی عراقی که پیاپی نیروهای مارا هدف قرار داده بودند شرائط را برای پیشروی زرهی انها که انصافا از قدرت بسیار بالائی برخوردار بودند فراهم میکرد و از سوی دیگر نسج و ترکیب نیرو های خودی کاملا از بین رفته و ارتشی همچون نیروهای پارتیزانی بوجود امده بود تا هر انکس که ترس بر وجودش حاکم نشده بود به مقابله برخواسته و سایرین با اختیاری که از فرماندهی به ایشان داده شده بود فرار را بر قرار که همانا به عبارت جنگی با تعبیر عقب نشینی تاکتیکی نام برده می شود ...

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
با گذشتن از پل نادری که بر روی رودخانه کرخه زده شده عملا وارد منطقه دشت عباس می شویم منطقه ای وسیع در شمال غربی اهواز و غرب دزفول و اندیمشک که منطقه ای است حدودا کشاورزی و روستاهایی در این منطقه وجود دارد طی کردن  ادامه مسیر ما را به سه راهی قهوه خانه میرساند که قبلا گفتم که دو مسیر ابتدا به فکه و سمیده و از مسیر دیگر به دهلران منتهی میگردد بنابراین مسیر ما به طرف سایت نیروی هوائی بود که گردان ارکان تیپ سی و هفت انجا مستقر و امر تدارکات گرو ههای رزمی را انجام میداد و فرماندهی ان به عهده سرهنگ شهید عزیز یارمحمودی بود به محض رسیدن به سایت که مرکب بود از ساختمانها و تاسیسات مجهز و مورد استفاده نیر وی هوایی بدلیل خستگی روحی و فشار سنگین در گیریهای چند روز گذشته مقرر شد هرچه سریعتر و بدو ن فوت وقت و قبل از تاریکی هوا به سمت منطقه جنگی حرکت کنیم و بدین لحاظ با چند دستگاه خودرو و در حالیکه همه سربازان در قسمت عقب نشسته بودند عازم منطقه شدیم و اینجا سراغاز شرکت در جنگی بود که خبر از نابرابری و توازن قوا در دوسویه انرا نداشتیم ...

 

 جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
شرایط بسیار نامطلوبی در باند پروازی پایگاه هوائی دزفول حاکم بود. به محض رسیدن به انجا اتوبوس هایی را برای انتقال نیروهای جدید اماده کرده بودند در قسمت ششم گفتم که مشاهده جنازه های همدوره ای ها و دوستانی که جند روز پیش با انها بودیم و اکنون به درجه رفیع شهادت نائل و پدر و مادر و برادران وخواهران انها باید سال ها را در فراقشان بسوزند بشدت نیروها را تحت تاثیر قرار داده بود و چار ه ای دیگر نبود که نظامیانی که به شدت تحت تسویه نیز قرار گرفته و انسجام لازم را نیز برای مبارزه با ارتش بعث نداشتند به هر شکل ممکن از تجاوز این دد منشان به حریم و مرز کشورشان ممانعت کنند. در هر شرایطی الزام و وظیفه وجدانی دفاع از حیثیت و ناموس کشوری است که در هر زمانی مقتدر و دارای تمدن و فرهنگ و یکی از ملل دارای فرهنگ و شعور اجتماعی در بین جهانیان بوده است.

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید غلامحسین خادمیان(جمال آباد)

با درود وسلام فراوان به امام امت و رزمندگان جبهه های حق علیه باطل و درود فراوان به شهیدان به خون خفته که چگونه مردن را به ما آموختند که زندگی مبارزه است در راه عقیده.

بله امروز ۲۶/۱۲/۶۰ ساعت حدود ۸ شب است. با عقیده ای راسخ به خدای متعال و عزمی جزم و با قدرت تمام به سوی جبهه های حق علیه باطل عازم هستم و تمام دعای ما برای ظهور امام زمان و دعا برای سلامتی امام و پیروزی اسلام در تمام جبهه های جهان است. از تمام دوستان و برادران توقع دارم که در خط ولایت فقیه باشند که خط امام زمان و خط خداست و همیشه با کسانیکه رو بروی انقلای می ایستند مبارزه کنید و آنها را سرنگون کنید.

((ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون))

آنانکه در راه خدا مبارزه کردند و کشته شدند، مرده نشمارید، بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزی می گیرند.

و یک نصیحت و وصیت به پدر و مادرم وهمسرم که فرزندانم را فراموش نکنند و همیشه آنان را در راهی تربیت کنند که را اسلام و راه امام زمان عزیز باشد که تمام ناراحتی من فقط از نظر 3 فرزندم است و امیدوارم که از سربازان امام زمان باشند.

 

                                                     غلامحسین خادمیان

 

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

یاد آن روزهای سبز بخیر، روزهایی که لطف دیگر داشت

سنگ بود و ستاره و دشمن میل یک رزم نا برابر داشت

 

تا منادی علی علی می گفت، صف صف از عشق و شور می رویید

عشق تنها نبود، عاشق را با تمام وجود باور داشت

 

جهت مشاهده ادامه شعر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

در جبهه های کله قندی با ده دوازده نفر از بچه های رزمنده برای گرفتن عکس دسته جمعی آماده می شدیم. در حین حرکت برای رفتن روی خاکریز و گرفتن عکس، یکی از بچه ها صدا زد: خادمی نامه داری. زمانی که من برای گرفتن نامه برگشتم و نامه ای را که مصطفی مباشری - که در آن زمان نوجوان بود - برایم فرستاده بود، را می خواندم، بچه ها یکی دو عکس گرفته بودند. چون هوا کم کم رو به تاریکی می رفت، فلش دوربین روی آنها افتاد و به خاطر اینکه خط دشمن به ما نزدیک بود، همین مساله باعث شد که نیروهای دشمن از حضور برادران، روی خاکریز آگاه شوند و با شلیک آرپی چی، برادران را هدف قرار دهند، که اکثر آن ها شهید و مجروح شدند.

متاسفانه باعث نجات من، این نامه بود که باعث شد در کنار دیگر برادران، شهید یا جانباز نشوم.

 

به نقل از پاسدار رزمنده عسکر خادمی (شیخ عسکر)

 

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
رسیدن به شیراز و در نوبت مرخصی قرار گرفتن و به دیدار خانواده رفتن از امورات مهم چند روز پس از ماموریت بود اگرچه حضور در پادگان مرکز زرهی با قبل بدلیل کم شدن نیرو مواجه با نگهبانی بیشتر یا همان پست بیشتر شده بود لیکن بازهم ارزش حضور در شیراز را باید می دانستیم  و اگر هر شب هم پست پاس می کردیم بازهم رضایت داشتیم روزهای در شیراز بودن و شبانه روز در برجهای نگهبانی اطراف پادگان و داخل محوطه پارکینگ تانکها را با سرعت سپری می گردیم و در اجودانی گردان ام شصت با فرماندهی سرگرد زرهی غفار رامین که یادش گرامی باد امورات اداری گردان و ازجمله موارد پرسنلی ایشان را انجام میدادیم در این برهه سرباز نصیری از بچه های خوب فیروز اباد هم من را یاری میکردند وجالب است بگویم که علیرغم اینکه تلاش می کردم فردی موثر در مجموعه باشم باز از کار خود راضی نبوده و روزی را با ارائه یک درخواست مبنی بر اینکه جهاد در مزارع و کار در واحدهای زراعی در روستاها غنیمت......

 

جهت مشاهده ادامه متن یر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
روزها به سختی با اضطراب خاص خود می گذشت و سیل تقاضای پرسنل برای نجات از وضعیتی که در سرگرمی میتوان انرا تعبیر کرد به سوی فرماندهان ارشد منطقه ارائه و ارسال میشدو ادامه این روند باعث شد که مکاتباتی با نیروی زمینی ارتش برای اتخاذ سیاستی که بتواند از استهلاک نیروها که همچون خوره ای بر جانشان افتاده و بشدت روحیه ایشان را تحت تاثیر قرار داده بود انجام شود و بنابراین خبری خوب به منطقه رسید که نیرو موافقت خود را با تقسیم نیروها به دو گروه و اعزام گروه اول به شیراز برای چهل و پنج روز و تعویض انها برای احیا ئ روحیه اعلام کرده است و  این بار شانس با من یار بود تا نامم در گروه اول اعزامی به شیراز دیده شود و این برای ما که خستگی ماندگاری در منطقه و روزمرگی را بشدت با جان و دل احساس می کردیم فرصت مغتنمی بود بنابراین...

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
در روزهای گرم با دمای اتشین خوزستان که گاه درجه حرارت به بیش از ۵۵ درجه سانتی گراد می رسید، در محور دوسلک افرادی مستقر شده بودند که شرایط امنیتی و نظامی ایجاب می کرد که امادگی دفاعی خود را نیز تقویت کرده تا در صورت حمله دشمن متخاصم به مرزهای کشور توان رویارویی با ان را داشته باشند لیکن ارتش ایران دچار تغییراتی شده بود که نیاز به بازسازی مجدد داشت و در این تغییرات که باید نام اصلیش را تسویه ارتش گذاشت افرادی بازخرید و بازنشسته و ... شده بودند که به لحاظ فنی و تخصصی نیز دارای تبحر بودند بنابراین شرایط بگونه ای برای بازسازی و اجرای تاکتیک های نظامی در تک وپاتک یا افند و پدافند مشکل شده بود که ارتش تا دهان مسلح و رهبران عراق نیز به کمک وطن فروشان ستون پنجم خویش و هم چنین ضعف شدید اطلاعات و امنیت کشور که بتازگی از جریان انقلابی بزرگ خارج شده بودند ...

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
در ادامه قسمت دوم و در بیان هرانچه از دوران ماموریت در منطقه باید گفت همین بس که روزمرگی عجیبی بر روند زندگی مستولی و تنها کار مفید را انجام وظیفه نگهبانی در پست های تعیین شده در اطراف اردوگاه و چند بار نیز پیاده روی به رسم اصول اموزشی تکاورها با سرپرستی سرگروهبان گروهان ارکان که اگر درحیات است یادش گرامی و اگر برحمت ایزدی پیوسته خدایش بیامرزد که ایشان از نظامیان بسیار کاردان و کار بلدی بود که نظامی گری را به معنای واقعی کلمه عمل میکرد و دل در گرو تربیت جوانانی داشت که بهترین دوران زندگی را برای ایجاد چهارچوبی منظم در شکل گیری زندگی در عنفوان جوانی در مقطعی بنام دوران نظام وظیفه سپری می کنند.

 

جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
در قسمت اول به اختصار شمه ای از دوران نظام  وظیفه را بیان کردم و تا انجا رسیدیم که برای استقرار در نوار مرزی ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۹ یعنی حدود ۴ ماه قبل از اغاز جنگ مرکز زرهی شیراز را ترک و عازم خوزستان شدیم وارد منطقه خوزستان که شدیم دمای  بسیار زیاد هوا و حرارت فراوان ان که توام با گرمای حاصله از شعله های برخاسته از لهیب گداخته چاههای نفت میشد طاقت و توان ونای را از افرادی که تازه به ان دیار سفر کرده اند می گرفت برای من که اولین سفرم به منطقه بود هم جالب و هم غیر قابل تحمل بود دیدن کارون با میزان اب بالیی که ازسرچشمه های کوهرنگ نشات می گرفت و توصیفش را بارها در کتب جغرافیا خوانده بودم و  گذر از روی پل معروفش و از طرفی دلتنگی من که وابستگی شدیدی به اهل خانواده داشتم و نگرانیهایی که در فلسفه ماموریت به منطقه  و اعلام شروع جنگ و........ همه دست به دست هم داده بود ... 

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

تجارب با ارزش عنوان خاطرات رزمنده دلاور 

و

مدیر کل کنونی بانک های کشاورزی استان کهگیلویه و بویر احمد،

جناب آقای مهندس غدیر خادم الحسینی،

از دوران ۸ سال دفاع مقدس می باشد که در ۹ قسمت ارائه می شود.

 

اصولا انسان با امید زنده است و با مرور و تجدید خاطرات به تجارب خود می افزاید و زندگی همیشه دستخوش تغییر و تحولات است و کسی که تغییر در زندگی ایجاد نکند قطعا روزمرگی بسرعت تمامی ابعاد و جودیش را تحت تاثیر قرار داده و یاس و نومیدی بر وجودش مستولی و ادامه راه را بر خود سخت و مشکل خواهید دید بنابراین مرور خاطرات و استفاده از ان برای ایجاد تحول و رسیدن به رشد ضرورتی اجتناب ناپذیر است . 

این را اوردم تا در این دوران که رسانه ملی به خاطرات و دلاوریهای رزمندگان جبهه های جنگ می پردازند، خاطرات را تازه کنیم و از طرفی انرا در این مامن مناسب ثبت کنم تا روزی را با قرائت ان در دیر باز یادی از این دوران کرده و انرا به فراموشی نسپارم .

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهدا شمع محفل بشریتند

 

جهت مشاهده وصیت نامه شهیدان بزرگوار جمال آباد بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

پس از عملیات بستان بین خط مقدم ایران وعراق چند روزی می دیدیم (فکر کنم حدود ۴روز) که به نظر جسه ای در دوردست پیداست.

چند نفر از برادران داوطلبانه با هر سختی و مشقتی که بود به صورت سینه خیز مسافتی نزدیک به ۵۰۰ الی ۶۰۰ متر را طی نمودند. زمانی که به آنجا رسیدند مشاهده کردند که یکی از برادران به نام قاسم سلطان آبادی مجروح روی زمین افتاده است. زمانی که برادران، قاسم را با خود به سنگر آوردند، وی از شدت جراحت، گرسنگی و تشنگی، ضعف بسیاری داشت. بچه ها با دادن انجیر خشک و آب، وی را پس از بهبودی نسبی به عقب فرستادند. قبل از بازگشت به عقب و پشت جبهه می گفت، من در مسیر عبور و مرور تانک های عراقی بودم و زمانی که تانک ها می آمدند، من خودم را به سختی به گوشه ای می کشیدم.

تا مدتی بچه ها را که می دید می گفت: من مدیون شما هستم و شما جان مرا نجات دادید، البته هرچند که کار خداوند بود.

 

به نقل از پاسدار رزمنده عسکر خادمی (شیخ عسکر)

 

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

سال ۱۳۵۷ ازدواج کردیم. به اتفاق ایشان در یک اتاق کوچک در خانه مادر شوهرم زندگی می کردیم. سال ۵۹ بود که صاحب دختری شدیم. درست ۲ سال بعد و در سال ۶۱ دومین فرزندمان که پسر بود به دنیا آمد. با وجود امکانات کم و سطح رفاه پایین، زندگی با شهید امیری بر وفق مراد و لذت بخش بود. ایشان از نظر اخلاقی زبانزد همه بود.

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
مهرماه سال ۱۳۶۲ با جمعی از دوستان از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارسنجان به جبهه های جنگ حق علیه باطل اعزام شدم. از ابتدای راه با یکی از عزیزان به نام علی روستا ساکن علی آباد ملک الفت گرفتم. این صمیمیت در منطقه ای به نام "فکه" بیشتر و بیشتر شد. وقتی برای آموزش به آن منطقه رفته بودیم، ما را با شرایط سخت آشنا کردند. چند روزی برای این که تحمل سختی را تمرین کنیم، کمب آب و غذا را دیرتر و کمتر می رساندند به طوری که برای مدت 9 روز فقط ظرفی از ماست و کیسه ای نان خشک همه ی غذای ما شده بود. روزها به آموزش و تمرین رزم مشغول بودیم و ظهرها فقط نان خشک را یک ساعت قبل از صرف غذا در ماست می ریختیم تا آماده خوردن شود. موقع ناهار علی روستا دعا می خواند و در پایان نیز دعای سفره را قرائت می نمود.

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

یادبودی از برادران همسنگر بر بلندای حاج عمران در تاریخ ۲۵/۷/۱۳۶۲ توسط پاسدار و جانباز رزمنده حاج ابو طالب زارع (قسمتی از این شعر همانجا سروده شده است)

اول از نام خالق یکتا          می نویسم به دفترم انشاء

سال شصت و دو و نه مهرماه          دوتا گردان از بسیج و سپاه

جمله با شوق اشتیاق و غرور          جبهه غرب ما شدیم مامور

زآن میان بیست نفر به یک سنگر          شب نگهبان و روز تن پرور

حاج عمرن بدیم همه همراه          سر تپه کدو نمودیم جا

گر خداوند عطا نماید عقل          نامشان را می نمایم نقل

یک جهانگیر و دو رضا دهقان          ساکن روستای ارسنجان

سومی بود نام او فرهاد از          کتک بود خرم و دلشاد

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

از اخلاقیات شهید رجبعلی می توانم بگویم که وی نوجوانی بسیار خوشرو، خوش اخلاق و شوخ طبع بود که همیشه از اخلاق خوب او در خانواده تعریف می شود.

وی پس از پایان تحصیلات سال دوم راهنمایی در جهت اشتیاق به رفتن به جبهه ترک تحصیل کرد و از من و مادرش اجازه گرفت که به جبهه برود. اما من و مادرش به علت کمی سن او مخالفت می کردیم، که بالاخره با اصرار زیاد، مادرش را به دور از چشم من راضی کرد و با دستبرد زدن در تاریخ تولد شناسنامه اش راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و همیشه به هنگام بازگشت به خانه در کارهای کشاورزی به من کمک می کرد.

وی به هنگام حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل و در راه خدمت به کشور و دفاع از میهن اسلامی از ناحیه پا زخمی شد و پس از بهبودی، مجددا عازم جبهه شد و پس از چند سال خدمت در منطقه جنگی فاو، عملیات والفجر ۸ و در سال ۱۳۶۵ در سن ۱۸ سالگی و درحالیکه لباس پاسداری به تن داشت، دعوت حق را لبیک گفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

روحش شاد و یادش گرامی

به نقل از حاج حبیب اله زارع(پدر شهید)

شادی روح شهدا، امام شهدا و سلامتی مقام معظم رهبری صلوات

التماس دعا

 

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

 ششمین شهید جمال آباد - شهید مسعود خادم الحسینی

نام:     مسعود

شهرت:     خادم الحسینی

ولادت:     ۱۳۳۴

شهادت:     ۱۶/۳/۱۳۸۱

محل شهادت:     رباط کریم تهران در درگیری با اشرار

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

دلش نمی خواست رو حرف بابا حرف بزنه، دوست نداشت بابا از دستش ناراحت بشه، سن کمی داشت اما دلش خیلی بزرگ بود. موقع اعزام به جبهه بود. خودش بود و بابا و مسعود. سه نفری سر اینکه کی تو خونه بمونه و نیاد جبهه صحبت می کردن. بابا می گفت تو بمون و نیا، او می گفت نه شما بمونید و نیاین و ... من میخوام برم. خلاصه هیچ کدام راضی نشدن بمونن و سه تایی عزم رو جزم کردن واسه رفتن و واسه اسم نوشتن تو لیست اعزام. او با مسعود اعزام شدن و رفتن، اما مسئولین نام نویسی اسم بابا رو ننوشتن تو لیست و نذاشتن بره. بعد از اعزام بود که بابا متوجه شد رجبعلی از قبل با مسئولین اعزام هماهنگی کرده و گفته اگه بابام اومد اسم بنویسه بهش بگید، اعزام افراد بالاتر از ۴۵ سال ممنوع است.

 

نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید عبدالحمید خادمی

نام:     عبدالحمید

شهرت:     خادمی

نام پدر:     علی حسین

ولادت:     ۱۳۴۶

شهادت:     ۲/۳/۱۳۶۷

محل شهادت:     سومار

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید رجبعلی زارع

نام:     رجبعلی

شهرت:     زارع

نام پدر:     حبیب اله

ولادت:     ۱۳۴۷

شهادت:     ۶/۳/۱۳۶۵

محل شهادت:     فاو

نام عملیات:     والفجر ۸

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید قربانعلی امیری شیری

نام:     قربانعلی

شهرت:     امیری شیری

نام پدر:     پنجعلی

ولادت:     ۵/۲/۱۳۴۰

شهادت:     ۶/۸/۱۳۶۳

محل شهادت:     سردشت

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید سید محمد کاظمی

نام:     سید محمد

شهرت:     کاظمی

نام پدر:     سید اکبر

ولادت:     ۱۳۳۴

شهادت:     ۲۵/۸/۱۳۶۱

محل شهادت:     عین خوش

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید...



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :

شهید غلامحسین خادمیان

نام:     غلامحسین

شهرت:     خادمیان

نام پدر:     علی جان

ولادت:     ۱۳۲۹

شهادت:     ۷/۱/۱۳۶۱

محل شهادت:     شوش

 

جهت مشاهده ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید... 



ادامه مطلب ...
نوشته : مرتضی خادم الحسینی    نظرات :
به روایت لینک:
شهدای محراب : [ بازدید ]
شیعه تم : [ بازدید ]
کانون فرهنگی امام صادق (ع ) شهرستان شوط : [ بازدید ]
صفر عاشقی مهدی : [ بازدید ]
هدایت : [ بازدید ]
دانلود رایگان : [ بازدید ]
کتاب الکترونیک فارسی : [ بازدید ]
بسیج : [ بازدید ]
دعاهایی برای بر آوردن حاجت : [ بازدید ]
مرکز جاوا اسکریپت ایران : [ بازدید ]
رایانه امروز : [ بازدید ]
پخش زنده از حرم حضرت امام حسین (ع) : یا امام حسین - التماس دعا [ بازدید ]
پخش زنده از حرم حضرت امام رضا (ع) : یا امام رضا - التماس دعا [ بازدید ]
پخش زنده از حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) : یا ابو الفضل العباس - التماس دعا [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای پایگاه مقاومت بسیج شهدای محراب جمال آباد محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.